سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
347
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
منزلش در كنار خودش به خاك سپرد « 1 » و آن منزل در كوفه معروف به سراى خز ، سراى عمرو بن حريث مخزومى است ، و به قولى رباب دختر امرئ القيس همسر حسين آن سر را گرفت و در دامنش گذاشت و بوسيد و گفت : و احسينا فلا نسيت حسينا * اقصدته أسنّة الأعداء غادروه بكربلاء صريعا * لا سقى اللّه جانبى كربلاء « 2 » ( 1 ) عبيد بن عمير مىگويد : در اين كاخ ( يعنى قصر كوفه ) چيز عجيبى ديدم ، سر حسين را مقابل ابن زياد و بعد سر ابن زياد را مقابل مختار سپس سر مختار را مقابل مصعب بن زبير و بعد سر مصعب بن زبير را مقابل عبد الملك بن مروان ديدم ، از او پرسيدند اينها در چه مدتى بود ؟ گفت : در مدت سه سال ، اف بر اين دنيا كه سر انجامش اين است ! بارى ابن زياد در روز دوم سرها را پايين آورد و با اسيران سوى يزيد بن معاويه روانه كرد . ( 2 ) بردن سر حسين عليه السلام نزد يزيد واقدى مىگويد : آنگاه ابن زياد ، زجر بن قيس جعفى را طلبيد و سرها و اسيران را به او داد و او را راهى دمشق كرد ، ربيع بن عمر نقل كرده ، مىگويد : من نزد يزيد بن معاويه در بيرونى منزلش بودم ناگهان گفتند : اينك زجر بن قيس در منزل است ، يزيد هراسناك برخاست و نشست و فورا به او اجازه داد و او وارد شد ، يزيد پرسيد : پشت سر چه دارى ؟ گفت : آنچه شما دوست داريد ، بشارت مىدهم شما را به فتح و يارى خدا ! حسين با هفتاد سوار از خاندان و پيروانش بر ما وارد شد ، ابتدا به او امان داديم و گفتيم سر به فرمان ابن زياد نهد ، خوددارى كردند و جنگ را برگزيدند و طولى نكشيد مگر به قدر خواب نيمروز كه چشم را
--> ( 1 ) اين مطلب در هيچ كتاب معتبرى نيامده و معلوم نيست با چه هدفى اينها را پرداخته و يا نقل كردهاند - م . ( 2 ) و احسينا من حسين را فراموش نخواهم كرد و فراموش نمىكنم كه دشمنانش نيزهها بر بدن او زدند ، و ( فراموش نمىكنم كه ) بدن او را در كربلا روى زمين گذاشتند ( و دفن نكردند ) ، خداوند دو سمت كربلا را سيراب نگرداند ! ( اشاره به دجله و فرات دارد ) .